جواد محدثى

116

فرهنگ عاشورا ( فارسي )

و روضه‌خوانى و فضائل و مناقب‌خوانى و موسيقى مدد گرفت و تشكيلاتى محكم براى خود ترتيب داد و كارگردانان ورزيده ادارهء آن را در دست گرفتند . . . تعداد تعزيه‌هاى اصلى كه كمى از صد مىگذرد ، كيفيّت تعزيه‌نامه‌ها كه غالبا منظوم و در هر حال آهنگين يعنى مركّب از بحر طويل و شعر است ، دستگاههايى كه هر يك از خوانندگان بايد شعر خود را در آن بخوانند ، آهنگ مخالف‌خوانان كه داراى هيمنه و شكوه حماسى است . . . » « 1 » به اقتضاى نقشى كه افراد مختلف در اجراى تعزيه و شبيه‌خوانى داشتند و حال و هواى شعرها و نحوهء خواندن ، اصطلاحات خاصّى هم رايج بود ، مثل : رجزخوانى ، شبيه‌خوانى ، نوحه‌خوانى ، بحر طويل خوانى ، مقتل‌خوانى ، شهادت شهادت‌خوانى ، هجران‌خوانى ( از زبان اسرا ) ، اشقيا خوانى و شمرخوانى ( از زبان سران سپاه عمر سعد ) . آنچه نقل شد ، گوشه‌اى از كيفيّت اجراى آن را نشان مىدهد . به نقل ديگرى توجه كنيد : « شبيه‌خوانى و تعزيه در عصر صفويّه هنوز در ايران مرسوم نشده بود . . . برپايى نمايش مذهبى يا تعزيه ظاهرا از زمان پادشاهى كريم‌خان زند در ايران معمول شده است . . . اين نوع عزادارى كه بيشتر جنبهء عاميانه داشته و رواج آن در شهرهاى كوچك و قراء و قصبات ايران بيشتر از شهرهاى بزرگ بوده است . . . صورت سادهء آن ( شبيه‌سازى ) كه عنوانى نداشته در عهد صفويّه معمول بوده و بعد از سلسلهء صفويّه به صورت نمايش مذهبى روى صحنه آمده است . . . از خصوصيّات تعزيه اين بود كه هر يك نقش خود را با خواندن اشعار مذهبى در يكى از دستگاهها و آوازها . . . اجرا مىكردند و . . . مخالفين در جواب و سؤال با موافقين نيز رعايت بحر و قافيه را در اشعار مىكردند . همچنين شمايل آنها با اصل نيز تناسب داشت . مثلا شبيه على اكبر ، جوان هيجده يا نوزده و بيست‌ساله ، خوش قيافه و نيكواندام و . . . » « 2 » مسأله شبيه‌خوانى از ديدگاه فقهى و اعتقادى نيز مورد بحث و بررسى عالمان شيعه قرار گرفته است . برخى آن را تحريم و بعضى تجويز كرده‌اند . « 3 » تأثيرگذارى عاطفى و نيز روحيهء ضد ظلم كه در پى ديدن نمايشهاى تعزيه در افراد ايجاد مىشود ، از نقاط قوت و

--> ( 1 ) - فصلنامهء هنر ، شمارهء 2 ، ص 162 ، مقالهء « پژوهشى در تعزيه و تعزيه‌خوانى » . ( 2 ) - موسيقى مذهبى ايران ، ص 33 تا 35 ( تلخيص شده ) نيز ر . ك : فصلنامهء هنر ، شمارهء 2 ( زمستان 61 ) ص 156 مقالهء « پژوهشى در تعزيه و تعزيه‌خوانى » . ( 3 ) - از جمله دربارهء نظريهء علما دربارهء جواز تعزيه و شبيه‌خوانى و سينه‌زنى و دسته راه انداختن . . . ر . ك : « فصلنامهء هنر » شمارهء 4 ( پائيز 1362 ) مقالهء « فتاواى علماى سلف دربارهء عزادارى و شبيه‌خوانى » ص 290 . همچنين كتاب « اسرار الشهادة » فاضل دربندى ، بحث مبسوطى در اين باره‌ها دارد ، ص 61 تا 66 .